بین دوراهی موندم تو کوچه های غربت
انگار که نا نداره پاهام برای حرکت
می نویسم رو دیوار از درد این غریبی
از اون روزای رفته، روزای ناشکیبی
از بوی خوب گلها تو باغچه محبت
از زخم کهنه دل تو روزگار غربت
از سرزمین غمها نامه برات نوشتم
تا که تو هم بدونی چی شده سرنوشتم
نوشته شده توسط احسان وایدا در دوشنبه 10 دی1386 ساعت 10:12 موضوع | لینک ثابت
من آن آشنای دیروز
آشنای امروز
و فراموش شده فردایم
در آشنایی امروز می نویسم
تا در فراموشی فردا یادم کنی
احسان
نوشته شده توسط احسان وایدا در شنبه 1 دی1386 ساعت 21:16 موضوع | لینک ثابت

آن روز که همه به دنبال چشمان زیبا هستند
تو به دنبال نگاه زیبا باش!
احسان
نوشته شده توسط احسان وایدا در شنبه 1 دی1386 ساعت 21:9 موضوع | لینک ثابت
گر چه دوری ز برم همسفر جان منی
قطره اشکی و در دیده ی گریان منی
این مپندار که یادت برود از نظرم
خاطرت جمع که در قلب پریشان منی
نوشته شده توسط احسان وایدا در جمعه 30 آذر1386 ساعت 12:47 موضوع | لینک ثابت
اگه خدا بخواد و کمکمون کنه من و ایدا تصمیم گرفتیم که بلاگ مشترک بدیم
و از این بابت بسیار خوشحالیم که تو یه شب قشنگ و به یاد ماندنی این کارو میکنیم شبی که هم عید و هم شب یلداست
از همه شما که ما رو تو ارتقاع بلاگمون یاری می کنید متشکریم
در اخر عید بر همه شما مبارک و یلدای قشنگی براتون ارزو میکنیم
نوشته شده توسط احسان وایدا در جمعه 30 آذر1386 ساعت 0:21 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی انقدر مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد گلویم سوتکی باشد بدست طفلک گستاخ و بازیگوش ولو یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد وخواب خفتگان خفته را اشفته سازد و بدین سان بشکند داغ غمم را
سکوت مرگبارم را
سلام
من وایدا اولین شب وبلاگمون رو جشن گرفتیم یه شب قشگ و زمستانی مثل یلدا
من24ساله و ایدا19ساله
از کشور عشق وایمان اریانا (ایران آریا)
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY